بامدادان به جستجوي دانش برخيزيد که سحرخيزي مايه برکت و کاميابي است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
امروز: پنجشنبه 7 شهريور 1387

6-      نقد انديشه به جاي نقد انديشمند :


در برخي از متون انتقادي آفتي بزرگ به چشم مي خورد که موجب کم بها شدن گفتمان نقد بلکه در برخي موارد بي ارزش شدن آن مي شود و آن انصراف نقد از  انديشه به انديشمند است . نقد انديشمند در جايي که ناظر به تطورات شخصيت فکري و حقوقي اوست نقد انديشه محسوب مي شود اما آنجا که از شکل بررسي و تحليل انديشه ها به سوي نقد شخص او منصرف مي شود غالباً به حبّ و بغض ها آلوده مي گردد و سلامت نقد را به مخاطره مي کشاند .


در اين زمينه فرمايش شريف امير بيان علي (ع) که ( لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال ) [1] چراغ راه ناقد صاحب بصيرت است چرا که نظر کردن به گوينده يا انديشمندي که در صدد بررسي انديشه اش هستيم هماوره ما را در يکي از دو معضل مجذوب شدن يا مطرود کردن کل انديشه قرار مي دهد . چنانچه صاحب آن انديشه و گفتار از اشخاص محبوب و مورد احترام ما باشد اين امکان وجود دارد که تحت تأثير همان جذبه از تحليل عميق آراء او به دور مانيم و بسا که نکاتي را که در آراء او شايسته نقد است از نظر دور داريم. اما اگر آن شخصيت از کساني باشد که مورد ارادت ما نيست و به هر دليلي نسبت به او بي ميل هستيم  يا در موضعي مخالف او قرار داريم اين آفت به نوعي ديگر دامن ما را خواهد گرفت چرا که ممکن است تحت تأثير همان احساس برخي از ابعاد صحيح انديشه او را نيز به غلط تفسير کنيم و بر اساس همين تفسير و تفهيم اشتباه، نقد خود را متوجه همان بخش سازيم و بدينسان از نقد کارساز و کارآمد آن انديشه به دور مانيم .


ديگر اينکه مخاطبِ متفکر نقدِ ما ، هنگامي که تيغ نقد ما را متوجه فرد انديشمند و نه انديشه آن فرد مي بيند در خود آگاه يا ناخود آگاه خود نسبت به پذيرش انديشه نقادانه ما موضع سستي خواهد گرفت و آن را نه نقدي علمي و عالمانه که جدلي شخصي خواهد انگاشت که بيش از آنکه بر مباني سالم علمي و عقلي استوار باشد بر بستري از مهر ورزي يا کينه ورزي شکل گرفته است و به همين سبب تلاش ما از نظر او فاقد ارزش لازم شناخته خواهد شد .


در مواردي که انديشمند مفروض ما در مبناي انديشه مطرح شده اش علاوه بر غرض علمي از انگيزه هاي عملي نيز  برخوردار است راه صحيح آن است که به جاي حمله به انگيزه اش ، آن انگيزه را به انديشه او ارجاع داده و با نقد مبناي انديشه اش انگيزه ناصحيح او را نيز باطل کنيم . شيوه نقد انديشه علمي خوارج که با انگيزه عملي آنان همراه بود در بيان نوراني امير المؤمنين علي (ع) و سازکار ارجاع انگيزه باطل آنان به انديشه آفل شان و آنگاه ابطال آن انديشه مشئوم نمونه روشني از چگونگي نقدي سالم و عالمانه است .


( کَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَکِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر ) [2] .








[1] غررالحکم  ،ص 438



[2] نهج‏البلاغة ،ص 82 ، خطبه 40


 نوشته شده توسط سيد محمد حسن مخبر در چهارشنبه 5/10/1386 و ساعت 6:11 عصر | نظرات ديگران()
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[29/5/1387- 1:6 ع] کتاب امام مهدي موجود موعود(ع)
[9/5/1387- 7:4 ص] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت پاياني )
[9/5/1387- 7:4 ص] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت هفتم )
[8/5/1387- 11:30 ع] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت پنجم )
[8/5/1387- 11:30 ع] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت ششم )
[8/5/1387- 12:34 ص] دو نظر ، يک قضاوت (قسمت سوم)
[8/5/1387- 12:33 ص] دو نظر ، يک قضاوت (قسمت چهارم)
[5/5/1387- 2:30 ع] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت اول )
[5/5/1387- 2:28 ع] دو نظر ، يک قضاوت ( قسمت دوم )
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا